بعد سحری خوابیدم و عمیق تو خواب رفته بودم که تلفنم زنگ خورد. بهم خبر دادن. به این فکر می کردم که صد در صد شرکت تعطیل نمیشه، که نشد و شلوغ تر هم بود . بارون می زد و تو بارون اومدم خونه . با اینکه گفتم تهران خالی کنن ولی برعکس جنگ قبلی هنوز هیچ خبری نیست. خیابونا امروز خلوت بودن . تو بارون پیاده اومدم خونه.از هجوم دیروز مردم به مغازه ها خبری نبود و حداقل تو مغازه ای که من برای خرید ناگت رفتم چیزی کم و کسر به نظر نمی اومد.
اینکه نمی دونم دقیقا تو کشورم داره چه اتفاقی میفته اذیتم می کنه
داشتم باهاش صحبت می کردم ، چهرش تو ذهنم اومد که کپ کرده ،گفتم فکر می کنم قراره امروز متعجب شی .به چند دقیقه نرسید که گفت تهران زدن ، جنگ شده.
از قبلش نتم هی قطع و وصل میشد و من فکر می کردم به خاطر بارندگی سیم کشی مخابرات مثل همیشه خراب شده ولی بعد از شنیدن خبر نت موبایلمم قطع شد و بعدش شهر قفل شد . نمی دونستم چجوری برگردم خونه ، نه تاکسی نه اسنپ نه اژانس. هیچی دردسترس نبود . زنگ زدم به بیاد دنبالم ولی بعدش پشیمون شدم چون اونم تو ترافیک گیر می کرد ، ولی اومد. مردم کیسه های بزرگ خرید همراهشون بود ولی ما هیچی قرار نیست بخریم. اگه همه همینطور بدون محدودیت خرید کنن جدا میریم تو قحطی .
تو راه یه ماشین تو ترافیک اذیتمون می کرد ، راننده بوق زد که حرکتشو تند کنه تا ترافیک کمتر شه. اخه جلوش خالی خالی بود ولی طرف از ماشین پیاده شد و ماشینو جوری گذاشت که کسی رد نشه و شروع کرد به حرفای خیلی زشت. مردم به جای اینکه جلو اون بگیرن ، به راننده ما می گفتن اروم باشه . به زور گذاشت رفت و معلوم شد خونه اش ده متر جلوتر بوده و واقعا قصد اذیت داشته
چه خوب می شد تو این وضعیت که همه استرس دارن و ناراحت و نگرانن یکم مهربونتر بودیم. همدل تر بودیم نه اینکه زخمی بشیم روی زخم بقیه
1100بخرم بهتر نیست؟
نت برای بروز رسانی ، نت برای وبلاگ گردی ، نت برای استفاده از نرم افزاری که یکساله شارژ کردم برای دانلود اهنگهاش ، نت برای پیگیری وضعیتم تو نرم افزار سلامتی ، نت برای اینستا و واتساپ و تلگرام برای کارم ، نت برای یه سرچ ساده تو گوگل ندارم ، حتی نرم افزار فتوشاپ و ادیت فیلمم کار نمی کنه.
خدانگهدار قرن ۲۱ من دارم به قرن ۲۰ شایدم یکم دیگه به قرن ۱۹ برمی گردم